شنبلیله؛ تقویت کننده ای بی نظیر

 مرحوم دکتر سید جلال مصطفوى کاشانى

 شنبلیله، گیاه دارویى است که در دامان طبیعت رشد مى کند و به منزله گوهرى گران بها و کیمیایى بى همتا است. خالق طبیعت منتهاى قدرت را در آفرینش آن به کار برده و بدون اغراق، بیش از پنجاه خاصیت طبى در آن به ودیعه نهاده است. قبل از هر چیز باید بگوییم که اثر تقویت کننده این گیاه در رأس همه خواص طبى آن قرار دارد، آن چنان تقویتى که تاکنون در هیچ یک از فرآورده هاى مصنوعى ساخت لابراتوارهاى داروسازى دنیا، که به صورت آمپول، قرص، شربت و ... به جهانیان عرضه مى شود، نظیر آن دیده نشده است.

 در جهان قدیم، این گیاه دارویى در همه جاى دنیا، مخصوصا در ایران، هندوستان و مصر، شهرت عجیبى داشت و اثر تقویتى آن زبان زد خاص و عام بود، زیرا مردمان مشرق زمین در زمان هاى قدیم، تأثیرهاى معجزه آساى آن را به چشم دیده و با گذشت قرون و اعصار، هیچ دارویى را مقوى تر از آن نیافته اند، تا آنجا که با مصرف کردن این گیاه، اندام لاغر و نامتناسب خود را به حال طبیعى برمى گرداندند و اشخاص ضعیف البنیه و نحیف را فربه و چاق مى کردند.

 شنبلیله در قرن بیستم

 از اوایل قرن بیستم، محققان اروپا که براى درمان بیمارى هاى نابود کننده بشر، مخصوصا سل ریوى، که جسم و جان آدمى را مانند شمع مى گدازد و از بین مى برد، در سراسر دنیا به تکاپو پرداختند؛ کتاب هاى طبى قدیم را زیرورو و نسبت به آثار قدما توجه و تجدیدنظر کردند، ناگهان نظر آن ها به این گیاه جلب شد و به فکر افتادند که اثر تقویتى شگرف آن را در سل ریوى آزمایش کنند. مهم آن بود که نه تنها این گیاه به عنوان دارو به کار مى رفت، بلکه مصرف غذایى هم داشت و مى توانستند آن را در غذاهاى روزانه تجویز کنند.

 پروفسور رنون در اوایل قرن بیستم، این گیاه را در رژیم غذایى مسلولان به کار برد و از آن نتایج نیکو گرفت و پس از اطمینان کامل به این مسئله، بدون درنگ مشاهدات خود را همه جا اعلام کرد. دیگران نیز به پروفسور رنون تأسى کردند؛ از جمله مولر، در سال 1924، نه تنها در مورد سل ریوى، بلکه در بیمارى هاى دیگر نیز آن را آزمایش کرد و با مصرف کردن آن، حال عمومى بیماران آن چنان به سرعت بهبود یافت که موجب حیرت و اعجاب او شد، حتى در سل استخوانى اطفال و بیمارى استئومیلیت که یک مرض موذى و طولانى است، نتایج بسیار نیکو از آن گرفت و مشاهده کرد که هنوز تب بیماران قطع نشده، آثار تقویتى این گیاه ظاهر شده است.

 شیمى دان ها به تجزیه این گیاه پرداختند و مشاهده کردند که مخصوصا از حیث آهن، فسفر، دیاستازهاى مختلف و بسیارى از مواد مؤثر دیگر بسیار غنى است.

 مقارن همین اوقات، رنه گولتیه با توجه به مواد مقوى موجود در این گیاه، آن را در موارد گوناگون به اشخاصى که ضعیف، لاغر و مبتلا به بى اشتهایى بودند، تجویز کرد و او نیز آثار شگرف درمان بخش این گیاه را تصدیق کرد.

 پزشک دیگرى به نام هویر، در سال 1924 ثابت کرد که دانه این گیاه (در عرف عام، تخم گیاه مى گویند) نه تنها براى تقویت قواى جسمى و روحى بیماران مؤثر است، بلکه در معالجه بیمارى هاى صعب العلاج گوناگون از قبیل نرمى استخوان ها، خنازیر (نوعى التهاب)، دیابت (مرض قند)، سل استخوانى، سل ریوى و سل سایر اعضاى بدن بسیار سودمند است.

 بالأخره پزشکان متخصص بیمارى سل، مخصوصا مى ینو، در سال 1931 معتقد شدند که این گیاه دارویى همان اثرى را در مسلولان ایجاد مى کند، که روغن ماهى مرو.

 به طور کلى، مى توان آن را براى تجدید قوا در کسانى که بر اثر محرومیت هاى غذایى، فوق العاده ضعیف و لاغر شده و مستعد ابتلا به بیمارى هاى گوناگون هستند، و هم چنین براى جلوگیرى از لاغر شدن مبتلایان به مرض قند و سل ریوى تجویز کرد.

 نام علمى این گیاه ترى گونه لا فونوم گراکوم است. از نام مغلق، درهم پیچیده و طولانى این گیاه طبى شاید خوانندگان محترم تصور کنند که این، گیاه کمیاب و نادرى است که مثلا در کوه هاى دوردست بختیارى و لرستان یافت مى شود، تهیه آن براى همه کس امکان پذیر نیست، حال آنکه چنین نیست و این گیاه یکى از سبزى هاى معمولى است که به وفور در همه شهرهاى ایران در دکان سبزى فروشى ها هست و مسلّما شما گاه گاهى آن را بدون کوچک ترین توجه به خواص و منافع آن در غذاهاى خود داخل کرده و خورده اید، منتها اینکه نمى دانید چگونه و به چه مقدار و به چه ترتیب باید از آن استفاده درمانى کرد.

 یک حسن بزرگ و عمده این گیاه دارویى ارزانى و فراوانى آن است که در مقام مقایسه با بهاى داروها، مى توان به قیمت مفت آن را به دست آورد. آرى، همین شنبلیله اى که شما آن را معمولا در غذاهاى مختلف از قبیل کوکو، خورش قرمه سبزى و ... مصرف مى کنید. از همه ساده تر اشگنه شنبلیله است، همان غذاى ساده اى که مدت چندین هزار سال مردم از آن تغذیه مى کردند، سلامت آن ها را تأمین مى کرد و به آنان نیرو مى بخشید، براى مردم هم غذا بود و هم به منزله دارو به کار مى رفت و بدون اینکه خود مردم متوجه باشند تعداد فوق العاده زیادى از بیمارى هاى آنان با خوردن همین سبزى درمان مى شد. ولى امروزه متجددان و فرنگى مآب هاى دوآتشه و به اصطلاح روشنفکر که همه چیز قدیم را به باد تمسخر مى گیرند و جز تقلید کورکورانه از تمدن ناسازگار غرب، با تمام فرآورده هاى مصنوعى اش، چیزى یاد نگرفته اند، کلمه اشگنه شنبلیله را به طور مسخره ادا مى کنند.

 مواد مؤثر شنبلیله

 همین شنبلیله (چه خود سبزى آن و چه دانه یا تخم آن) را شیمى دان هاى اروپا تجزیه کرده و در آن مواد مؤثر زیر را یافته اند:

 مواد نوکلئوپروتئید سرشار از فسفر آلى و مواد آهن دار، فیتین، لسیتین، مانوگالاکتین، کولین، ترى گونلین، مقدار جزئى کومارین، بعضى دیاستازها، تانن، یک ماده زردرنگ و یک اسانس.

 پرفسور پارتوریه، متخصص معروف بیمارى هاى کبد، در کتابى با عنوان درمان بیمارى هاى کبد به وسیله گیاهان دارویى، مى نویسد: «شنبلیله مقوى و ترمیم کننده است و اگر طبق دستور تجویز شود، بر وزن بدن مى افزاید به طورى که، هیچ دارویى از این لحاظ به پاى او نمى رسد، بنابراین، اولین مورد استعمال شنبلیله، اصلاح لاغرى بدن است، که در بیمارى هاى کبد و کیسه صفرا به علت دردهاى طولانى این عضو پیدا مى شود و هم چنین اصلاح لاغرى بدن که بر اثر یرقان و اورام حاد کبد بروز مى کند.»

 پروفسور پارتوریه مى نویسد: «از شنبلیله گاهى اثرات و نتایج بسیار خوب گرفته ایم.»

 همچنین تذکر مى دهد که ازدیاد وزن بر اثر خوردن شنبلیله از آخر هفته اول شروع شده و تا وسط ماه دوم ادامه پیدا مى کند و از آن به بعد، و لو اینکه به خوردن این گیاه ادامه دهند، وزن بدن ثابت مانده و زیادتر نمى شود، به این جهت، استعمال دارو را از هفته سوم، به مدت دو هفته قطع کرده و پس از آن مجددا یک هفته مى خورند و دو هفته قطع مى کنند، به طورى که درمان به طور متناوب انجام شده باشد.

 پلانشون در کتاب مفردات پزشکى، شنبلیله را در صفحه 1160 شرح داده و پس از ذکر تاریخچه مصرف آن در دنیا مى نویسد: «از قرن هفدهم میلادى شنبلیله به نام حلبه به سرعت رواج پیدا کرد.»

 آقایان پزشکان و داروسازان محترم، آیا مى دانید حلبه چیست؟ این کلمه یا حلبه عربى، شنبلیله است و اروپاییان آن را در قرون گذشته از کتاب قانون ابن سینا که در آنجا به همین نام ذکرشده گرفته اند.

 رواج شنبلیله، مخصوصا دانه آن (تخم شنبلیله)، در اروپا به آن اندازه زیاد شد که در اوایل قرن بیستم به مقدار خیلى زیاد از هندوستان و مراکش به اروپا حمل کردند، چنان که در سال 1939، مقدار واردات آن یک صد هزار تن بود. در کشور فرانسه شنبلیله را علاوه بر درمان بیمارى هاى انسانى، در دامپزشکى نیز براى چاق کردن دام هاى اهلى به کار مى برند (این گیاه را مخلوط با مواد غذایى دیگر به اسب، گاو و گوسفند مى دهند. اسب اشتها پیدا مى کند و موهاى آن براق مى شود، ضمنا، براى درمان اسهال این حیوانات نیز مفید است).

 چون این گیاه داراى فسفات هاى آلى، لسیتین، نوکلئوپروتئید و سایر مواد مقوى و مغذى است، پودر دانه شنبلیله را در نقرس، دیابت، راشیتیسم، کم خونى، خنازیر، لنفاتیسم و حالات اولیه سل ریوى، براى تقویت بدن و جلوگیرى از بروز بیمارى تجویز مى کنند.

 بالأخره مى نویسد:«چون پودر دانه شنبلیله بدبو و مهوع است آن را باید با مربا مخلوط کرده تناول نمود و از وقتى که خوردن آن مطبوع شده است شهرت تازه اى پیدا کرده و در لاغرى و کم خونى نتایج بسیار درخشان از آن گرفته اند.»

 شنبلیله و مصارف غذایى آن

 دامن طبیعت بهترین کارخانه داروسازى و یک دکان سبزى فروشى با انواع سبزیجاتى که دارد به منزله کامل ترین داروخانه ها است. شنبلیله یکى از سبزى هاى معروف است که در دکان هر سبزى فروش یافت مى شود، به فرانسه آن را فنوگرس و به انگلیسى فنوگریک و به عربى حلبه مى گویند.

 شنبلیله گیاهى است از تیره گل پروانه اى (پروانه واران) به بلندى 10 تا 50 سانتى متر، گل هاى آن زرد روشن، مایل به بنفش، بزرگى آن تقریبا یک سانتى متر است. میوه شنبلیله غلاف بلند تیزى است که درون آن ده تا بیست دانه یا تخم قرار گرفته است، رنگ دانه ها از زرد حنایى تا قهوه اى تغییر مى کند، بوى آن قوى و طعمش تلخ و معطر است.

 امروزه برگ این گیاه را پخته مى خورند و با گوشت لذیذ است و بعضى ها براى رفع حدّت طعم، کم شدن تلخى و بوى آن، اولا برگ آن را اندکى در آب جوشانده و آن آب را ریخته سپس با قدرى پیاز و گوشت، سرخ کرده مى خورند. معمولا، در ایران از این گیاه براى تهیه کوکو، کوفته، پلو و نوعى غذا به نام اشکنه استفاده مى کنند و براى این کار برگ آن را فقط به کار مى برند، ولى در زمان قدیم، دانه یا تخم آن را نیز کوبیده و به شکل آرد، شبیه آرد نخود به عنوان تغذیه مصرف مى کردند.

 تعجب نکنید از اینکه تخم شنبلیله را نیز سابقا در انواع مواد غذایى و خوراکى ها به کار مى برده اند، این دانه یا تخم نیز مانند نخود، لوبیا، عدس، ماش، لپه و ... جزء حبوبات است؛ همه این ها به منزله تخم گیاه محسوب مى شوند و همه آن ها به مصرف تغذیه بشر مى رسند، ولى در نخود و عدس؛ مثلا، برگ و ساقه گیاه جزء سبزیجات خوراکى مصرف نمى شود و فقط دانه گیاه را، که عبارت از همان نخود و عدس باشد، در غذاها داخل مى کنند؛ حال آنکه در شنبلیله ما امروزه فقط برگ هاى آن را در غذاهاى خود داخل مى کنیم و سابقا دانه آن هم به صورت آرد در غذاها مصرف مى شد و از نظر اینکه این دانه ها داراى مواد نشاسته اى، چربى، پروتئین و سرشار از مقدارى مواد مقوى مانند لیستین، فسفر و آهن آلى هستند، سزاوار است مردم آن را مجددا در خوراکى ها داخل کرده و مصرف آن را معمول کنند؛ برگ و تخم شنبلیله- همان گونه که اشاره شد- علاوه بر اینکه داراى مواد مقوى است و مصرف غذایى دارد، داراى تعدادى مواد عوامل مؤثر از قبیل فیتین، مانوگالاکتین، ترى گونلین، کولین، یک اسانس تانن، گلیکوزید و مقدار کمى کومارین است که به علت وجود این ها و هم چنین موادى که هنوز ناشناخته است، داراى خواص متعدد دارویى بوده و براى درمان بیمارى هاى گوناگون، مى توان از وجود آن ها استفاده کرد.

 بى اغراق، شاید در عالم نباتات کمتر گیاهى را بتوان یافت که مانند شنبلیله هم غذاى مقوى و پرمایه و هم به منزله دارویى گران بها و مؤثر باشد. ناگفته نماند که دانه شنبلیله بیشتر از برگ آن خواص طبى دارد، به این جهت، ما ابتدا خواص درمانى دانه یا تخم شنبلیله و سپس خواص برگ آن را شرح مى دهیم.

http://www.tim.ir/teaching/620

سایت معتبر انجمن تحقیقات طب سنتی ایران