رفع واریس (دوالى) اندام و معده در طب سنتی

 از سایت انجمن تحقیقات طب سنتی ایران وابسته به دانشکده علوم پزشکی تهران

 مرحوم دکتر عبدالله خان احمدیه

 معمولا در ابتلا به واریس ضعفى در سیاهرگهائى که خون را به سمت قلب مى برند پدیدار گشته در نتیجه قوه کشش آنها کم مى شود. خون را به درستى نمى توانند رد کنند. ازاین رو رفته رفته گشاد شده، به روى هم مى پیچند و راه رفتن را دشوار مى سازند. گاه پاها چنان ورم مى کنند و سنگین مى شوند که ناچار نیاز به عمل جراحى و بریدن و برداشتن رگ حاصل مى گردد. تا زمان نگارش این یادداشت علم پزشکى هنوز داروئى براى جلوگیرى و درمان آن نیافته است. گاهى سیاهرگهاى قسمتهاى دیگر بدن بدین عارضه دچار مى شوند. مانند وریدهاى معده و روده و غیره که بعضى اوقات پاره شده و خونریزى مى نمایند. همچون خون بواسیر و معده و ... این خونریزى به خودى خود بند مى آید و گاه هرچند وقت یکبار بروز کرده و باز بند مى آید. خیلى به ندرت اتفاق مى افتد که ایجاد خطر کند.

 پزشکان پیشین سبب پیدایش دوالى را از تجمع ماده ثقیل و سنگین سودا مى دانستند.

 آنان عقیده داشتند که «سودا» به سه قسم در بدن وجود دارد:

 قسم اول آنکه ماده ثقیل و سنگینى است و به سمت قسمتهاى اسافل بدن رفته و تولید بواسیر یا واریس یا داءالفیل مى کند.

 قسم دوم ماده رقیق و محلول در خون است و در همه اعضاى بدن پراکنده شده و سبب بروز بسیارى از بیماریها مى گردد به هر عضوى که بیشتر توجه کند ایجاد ناخوشى در آن مى نماید. غالبا به مغز و اعصاب زیادتر توجه داشته و موجب بیمارى هاى دماغى مى گردد.

 قسم سوم ماده بسیار رقیق و همچون بخار است و از راه پوست خارج شده ایجاد خارش اگزما و دیگر عوارض جلدى را مى نماید.

 درمان- پزشکان متقدم براى درمان، داروهاى ضد سودا تجویز مى کردند. به همین دلیل است که در همه کتابهاى پزشکى قدیم «افتیمون شامى» توصیه شده است زیرا آن را قوى ترین داروى ضد سودا یافته بودند. همچنین در صورت لزوم و نیاز اقدام به عمل جراحى مى کردند و مانند امروز رگ را بریده و از بدن جدا مى ساختند.

 اینجانب چون در جلوگیرى از خونریزى بواسیر و کوچک نمودن دگمه هاى آن اثر خوبى در خاکشیر دیده بودم بر آن شدم تا آزمایشى هم در مورد واریس به عمل آورم. نتیجه آن نیز مثبت شد. در بسیارى از چنین مرضا و نیز در خونریزى بواسیر، خاکشیر را مورد استفاده قرار دادم و بهره مطلوب از آن به دست آوردم.

 پیشینیان از این خاصیت خاکشیر اطلاعى نداشتند، چنانچه بزرگترین کتابى که در خواص داروها نوشته شده «مخزن الادّویه» است که آن نیز از روى 33 کتاب خواص داروهاى مفرده را اقتباس کرده و از نسخ مختلف دیگر هم موارد مفید را گردآورى و در خود جاى داده است، ولى در زمینه این خاصیت خاکشیر در آن ذکرى به میان نیامده است.

 اینجانب با آنکه مطالعات زیاد در کتب و نوشته هاى پزشکى قدیم کرده ام این خاصیت خاکشیر در رفع اتّساع و عارضه و جلوگیرى از خونریزى را ندیده و از هیچ کسى نشنیده ام.

 - شخصى که دچار سوء مزاج بوده و هیکلى نسبتا فربه و تنومند داشت مبتلاء به دوالى (واریس) پاى چپ گردید. به هنگام راه رفتن دچار زحمت مى شد. پا سنگین مى گشت.

 مخصوصا قوزک پا و پاشنه درد مى گرفت و او را رنج مى داد. اگر سرپا مى ایستاد باز پایش درد مى گرفت، سنگین مى شد و آماس مى کرد. این بیمار به اینجانب مراجعه کرد. از پیشینه مزاجى او آگاهى کافى داشتم. در مقایسه، پاى چپ بیش از 2 سانتى متر از پاى راست برآمده تر به نظر مى رسید. بیمارى او را واریس عمقى تشخیص دادم و او را نزد جراح هدایت کردم. به حکم مشورت با من به آقاى پروفسور اشمیتال جراح آلمانى مقیم تهران مراجعه کرد و به او گفت پزشک معالجم مرا نزد شما فرستاده است. پروفسور اشمیتال پس از معاینه دقیق و رسیدگى کامل بیمارى را واریس عمقى تشخیص داده و اظهار داشت تنها راه چاره عمل جراحى و برداشتن رگ گشاد شده مى باشد. ضمنا توسط همین بیمار تقاضاى ملاقات از من را کرد.

 مریض با کمال تأثر و کدورت به نزدم بازگشت و گفت پروفسور اشمیتال پس از رسیدگى و دقت زیاد چاره پاى مرا عمل جراحى دانسته و گفته است رگى که اتّساع یافته و باعث ورم و سنگینى و درد مى شود باید برداشته شود. به او گفتم هیچ اندوه و ناراحتى به خود راه مده، من پاى شما را معالجه مى کنم و پس از آن شما را نزد آقاى پروفسور اشمیتال مى فرستم تا قدرت طب قدیم و اثرات داروهاى طبیعى را به چشم ببیند.

 سپردم روزى یک قاشق سوپخورى خاکشیر بخورد، و نیز عصاره تخم خربزه، تخم گشنیز و تخم کدوى شیرین را بعضى روزها تهیه کرده و میل کند. لینت مزاج را کاملا رعایت نماید. از خوردن قهوه، شکلات، گوجه فرنگى، اسفناج، گوشت مانده، ماهى، عدس، خوراکهاى شور و تند خوددارى ورزد.

 بیمار مرتبا از دستور پیروى مى کرد. در نتیجه ورم پا رو به نقصان گذاشت و روز به روز سبکتر و باریکتر شد. مى گفت قبل از خوردن خاکشیر چند صد قدم که راه مى رفتم پایم سنگین مى شد و درد مى گرفت. راه رفتن برایم بسیار دشوار بود حال بیش از سه کیلومتر راه مى روم و تازه پس از این مقدار راه احساس خستگى و اندک ناراحتى در پا مى کنم. با رعایت دستورات به تدریج راه رفتن برخلاف پیش برایش آسان و سهل تر گردید. دیگر آن ترس و اضطراب رفع و به معالجه خود کاملا امیدوار شد تا آنکه تقریبا پس از چهل روز پیروى از دستورات و مداواى من در یک مهمانى در شهر ساوه چلوکباب مفصّلى خورد در نتیجه بثورات زیاد شبیه جوشهاى سیفیلیس در سر و بدن او پیدا شد. فورا از ساوه خود را به تهران نزد من رسانید. علت را از مسمومیت و عدم کفایت و ضعف کبد تشخیص دادم. فلوس خوراکى و جوشانده هاى دیگر براى رفع مسمومیت و تقویت کبد و کلیه ها دادم تخفیف در عارضه حاصل شد.

 در معاینه و رسیدگى این بار پاى متورم او بیش از نیم سانتى متر با پاى سالم اختلاف نداشت. بیمار را نزد آقاى پروفسور اشمیتال فرستادم. ایشان پس از معاینه از بهبود حاصله اظهار تعجب کرد و دوباره تقاضاى ملاقات از من را کرد. پذیرفتم ....

 - مورد دیگر مربوط به جناب آقاى آقا میرزا مهدى آ. از علماى مشهور و مستشار سابق دیوان تمیز مى باشد. ایشان پس از ابتلاء به یرقان و ناخوشى کبد دچار خونریزى معده شدند. هرچند ماه یک بار رگ معده پاره مى شد و خون به شکل استفراغ و «ملنا» از راه روده دفع مى شد. معالجات در ایران مفید واقع نگردید. ناگزیر به اروپا رفته و به مدت چهار ماه در یکى از بیمارستانهاى پاریس بسترى شدند. در همان بیمارستان استفراغ خونین رخ داد که به علت عدم توفیق در معالجات به انگلستان رفته به یکى از بیمارستان هاى لندن مراجعه نمودند. در آنجا هم همین عارضه رخ داد. با توجه به بى نتیجه ماندن معالجات، سرانجام به ایران بازگشتند. شرح بیماریشان را مفصلا نوشته و به آمریکا فرستادند. متخصصان فن علت را از نقص و خرابى کبد و دوالى معده تشخیص دادند که گهگاه به عللى تشنجى در کبد پیدا مى شود. ازاین رو خون پس خورده قسمتى از ورید معده دچار دوالى شده و با پاره شدن خونریزى مى کند ...

 به هر صورت باید عرض کنم که نظیر چنین بیمارانى بسیار داشته ام که با کمک خاکشیر و دیگر داروهاى ساده طبیعى، تقویت دستگاه گوارش و تأمین لینت مزاج و اصلاح و تقویت کبد و کلیه ها بهبود بسیار به دست آوردند. اضافه نمایم که معجون هاى شامل انواع هلیله و مقل ازرق نیز کمک زیادى در زوال واریس دارند.

 منابع راز درمان (رساله اى در پزشکى سنتى و گیاه درمانى)، ج 3

این کتاب بسیار ارزشمند است 

http://www.tim.ir/teaching/557