شیرین بیان

در اصفهان، مژو نامند و ترکان، شیرین بیان گویند. در اکثر نقاط، موجود و معروف است.

 تلخ آن، غیرمستعمل و ریشه شیرین مایل به تلخى آن، مستعمل و قوتش تا ده سال باقى است و باید پوست سیاه آن را جدا کرده، استعمال نمایند؛ چه تصریح نموده اند که مار آن را دوست مى دارد و خود را جهت پوست اندازی و چاق شدن و تقویت بینایی به آن مى مالد.

 ریشه آن، در اوّل، گرم و مایل به خشکى است. منضج اخلاط غلیظه و مرکبه، مسکّن تشنگى، مدر بول و حیض، مسهل رطوبات و شوینده اعضاى باطنى، مقوّى اعصاب، محلّل ریاح است.

 جهت اقسام سرفه و ربو، پاکسازی سینه و شش و جگر، التهاب معده، سوزش و خشونت سینه و حلق، امراض دماغى و عصبانى، تبهاى کهنه و بواسیر و امراض طحال، نافع است.

 قى کردن با جوشانده آن مخرج رطوبات و اگر چیزى از آن باقى مانده، به قى رفع نشود، به اسهال و ادرار خارج مى گردد.

 هر گاه مداومت خوردن آن به قدر یک درهم با مثل آن شکر و نصف آن رازیانه از اوّل حمل تا اوّل سرطان نماید، در تمام سال، علتى طارى نگشته، موجب بهبود توان بینایی، رفع سردرد ناحیه شقیقه و سردرد مزمن و تبهاى کهنه مى شود.

 اکتحال آن، جالى بیاض و ضماد برگ تازه آن در رفع بدبویى میان انگشتان پا و زیر بغل، مجرب است.

 گویند نوع تخم دهنده آن مخصوص بصره و نواحى فارس است و از شیرین بیان اماکن دیگر، تخم به هم نمى رسد.

 گویند ریشه شیرین بیان، مضرّ کلیه و طحال است و مصلح اوّل، کتیرا و عناب و ثانى، گل سرخ است. شربتش تا پنج درهم است.

 ربّ شیرین بیان که آب جوشانده ریشه پوست کنده آن را به حد انعقاد جوشانیده باشند، در جمیع افعال، بهتر از آن و رافع ضرر مسهلات و سوزش ادویه است.

 ابن ماسویه گوید چوب آن، گرم و خشک تر از اجزاى آنست و با قوت قابضه و محلله است و سیسارون را عبارت از آن دانسته. و «امین الدوله» نیز با آن متفق است و «محمد بن احمد زکریا» گوید تخم شیرین بیان، قوى تر از سایر اجزاست و «یوحنا بن سرابیون»، معتقد آن و داخل معاجین کرده

http://www.tim.ir/teaching/773/%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86/

سایت معتبر انجمن تحفیقات طب سنتی ایران وابسته به دانشکده علوم پزشکی تهران