گوارش شناسی در حالات معده با نگاه طب سنتی بخش سوم 

 ابو على سینا در مقدمه بیماریهاى معدى پاره اى مطالب راجع به تشخیص امراض معدى نوشته که «ذخیره خوارزمشاهى» و «طب اکبرى» بدان اشاره اى نکرده اند. بنابراین لازم مى دانم این موارد را نیز یادآور شوم:

 چگونه مى توان به وضعیت معده پى برد؟

 1- از طریق غذا (با صرف غذا مى توان از وضعیت معده باخبر شد و دانست که علل آن چیست و چگونه خوراک را تحمل و هضم مى نماید. همچنین است تمایل به آب یا بى میلى بدان).

 2- از حرکات، اضطراب، خفقان، آروغ، فواق، زبان و طعم و بوى دهان، خشکى و ترى و خشونت و نرمى زبان.

 3- از رنگ و رخسار و بار زبان و بازآمدن غذا به دهان.

 4- از قى و قراقر شکم، مدفوع و صداى گازهایى که از شکم خارج مى شود.

 5- از دردها و آلامى که با مشارکت اعضاى دیگر در معده پدید مى آید.

 6- از سازگارى و عدم سازش غذاها، مشروبات و ادویه.

 7- از کاهش اشتها از حد متعارف که دلیل بر ضعف آن مى شود.

 8- از رنگ و بوى مدفوع (اگر رنگ، عفونت، غلظت و رقت آن معتدل باشد دلیل بر خوبى هضم است و قوت معده و عکس آن دلیل بر ضعف و سوء مزاج. رنگ براز دلیل بر نوع ماده موجود در معده مى باشد. اگر مدفوع نرم و متعفن باشد دلیل بر ضعف قوه ماسکه و اگر متعفن باشد ولى نرم نباشد دلیل بر ضعف هاضمه خواهد بود.)

 - فواق یا سکسکه- اگر در معده گزندگى احساس شود دلیل بر وجود خلط ترش و تلخ است. اگر تمدد و کشیدگى در آن باشد دلیل بر وجود «باد» و اگر سوزش و عطشى نباشد دلیل بر صفراوى یا بلغمى بودن مزاج خواهد بود. تمیز این دو آنست که به بیمار آب گرم بنوشانند، اگر از صفرا باشد عطش شدت مى یابد و بیشتر مى شود و اگر از بلغم باشد تسکین یافته و رفع عطش مى شود.

 - زبان- هرگاه زبان زبر و خشن و زیاد سرخ باشد دلیل بر غلبه «خون» در معده و یا ورم حاد معده است. اگر زبان به رنگ زرد درآید دلیل بر غلبه «صفرا» و اگر زبان تیره رنگ باشد نشانه «سودا» خواهد بود. اگر زبان مایل به سفیدى و نرم باشد ناشى از «رطوبت» است.

 هرگاه زبان خشک ولى رنگ آن طبیعى باشد سببش یبوست و خشکى بدن مى باشد.

 - دلالت هضم غذا- توانائى عمل گوارش وقتى مسلم است که در فم معده ثقلى نبوده، نفخ و قراقر در معده پیدا نشود و طعم دهان هم طبیعى باشد و شخص احساس ترشى و یا شیرینى و مزه هاى خاص در دهان ننماید و همچنین احساس فواق، احتلاج و تمدّد هم نکند. دیگر از نشانه هاى صحت معده بقاى غذا در معده در حد اعتدال و نزول آن در وقت معین، نه زودتر و نه دیرتر مى باشد. خواب باید در حد اعتدال، نه زیاد و نه کم باشد. همچنین شخص باید بتواند سبک از خواب برخیزد و پس از بیدار شدن نفخى در چشمان و سنگینى در سر نداشته باشد. اجابت معده هم باید بالطبع سهل بوده و قسمت زیرین شکم پیش از دفع براز اندکى برآمده باشد.

 هرگاه معده قدرت هضم را نداشته باشد تواتر در بازآمدن غذا به دهان و قراقر شکم روى مى دهد و طعام بیش از حد معین در معده مانده و یا آنکه قبل از وقت مقرر دفع خواهد شد.

 هرگاه صفرا در معده باشد مانع هضم غذا نمى شود بلکه گاهى موجب فساد آن مى گردد، درصورتى که سودا، هم مانع عمل هضم شده و هم غذا را فاسد مى کند.

 چنانچه ورمى در معده نبوده و قراقرى هم رخ ندهد و غذا نیز در معده فاسد نگردد و با وجود این هضم به خوبى انجام نپذیرد باید سبب را از سوء مزاج دانست.

 - استدلال دردهاى معده- تمدّد معده دلیل بر وجود «باد» است. سنگینى و ثقل دلیل بر امتلاء و گزندگى آن نشانه خلط ترش یا تلخ (صفرا) مى باشد.

 - استدلال اشتها- این میل گاه زیاد و گاه کم و گاهى به هیچ مى رسد. پاره اى اوقات نیز طبیعت به برخى از اقسام غذا تمایل پیدا مى کند. بعضى وقت ها میل به مبردات، یا ترشى یا غذاهاى شور و یا تحریک کننده هائى مانند خردل و فلفل و غیره افزایش مى یابد. گاه طبیعت به مجموع این نوع اغذیه یعنى تندى، شورى و ترشى و مواد جاذب رطوبت متمایل مى گردد تا به کمک آنها بتواند اخلاط زیانبخش را دفع نماید و این دلیلى بر ضعف معده مى باشد. گاهى معده تمایلى به موادى منافى طبیعت (مانند ذغال) پیدا مى کند که علت آن عدم سازش «اخلاط زیانبخش» با «اخلاط سودبخش» مى باشد.

 - معده قوى میل به غذاهاى چرب مانند گوشت و روغن و مانند آن دارد.

 - اگر حس چشائى سالم باشد هیچ طعمى را بر طعم شیرین ترجیح نخواهد داد. چنانچه ذائقه اى تمایل به شیرینى نداشت و آن را پس زد دلیل بر افتى در معده مى باشد.

 - اگر طبیعت از خوراک «گرم» بیزارى نماید دلیلش حرارت زیاد معده است. به عکس چنانچه به غذاهاى «سرد» تمایل پیدا کند دلیلى بر «سردى» آن خواهد بود. اگر متمایل به ترشى و تندى گردد باید به وجود خلط لزج در معده پى برد.

 - معده گرم آب زیاد مى طلبد تا بدل ما یتحلل شود.

 - گزندگى احساس گرسنگى را تحریک مى کند. گاه گزندگى به قدرى بدن را براى غذا تحریک مى کند که تحمل ناپذیر شده و ضعف به دنبال مى آورد.

 - «بلغم ترش» نیز فم معده را تحریک کرده و ایجاد اشتها مى نماید.

 - اگر طعم دهان تلخ باشد دلیل بر وجود صفرا، اگر ترش باشد غالبا دلیل بر برودت معده شناخته مى شود. البته برودت به حدى نخواهد بود که مانع هضم غذا گردد ولى گاهى دلیلى بر حرارت و کمى رطوبت است. حرارت رطوبت را به غلیان درآورده و رها ساخته و نمى تواند آن را به درستى بپزاند.

 برخى افراد غذا بسیار مى خورند، تخمه نمى کنند و عمل جذب در آنها به خوبى انجام پذیرفته و در نهایت ثقل زیاد هم از آنان دفع نمى شود و نیز بدنشان چندان فربه نمى گردد.

 سبب تحلیل سریع و کثیر غذا در اینان صحت گوارش و توانائى هاضمه مى باشد.

 منابعراز درمان (رساله اى در پزشکى سنتى و گیاه درمانى)، ج 2

http://www.tim.ir/teaching/536